محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6774

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنگاه سال دويست و نود و ششم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال دويست و نود و ششم بود از جمله آن بود كه جمعى از سرداران و دبيران و قاضيان بر خلع مقتدر اتفاق كردند و دربارهء كسى كه به جاى وى نشيند گفتگو كردند كه راى آنها بر عبد الله بن - معتز متفق شد و در اين باب با وى گفتگو كردند كه از آنها پذيرفت به شرط آنكه در اين كار خونريزى و پيكار نباشد . به دو گفتند كه كار بى مقاومت به دو تسليم مىشود و همه كسانى كه پشت سر آنها هستند از سپاهيان و سرداران و دبيران به دو رضايت داده‌اند كه بدين ترتيب با آنها بيعت كرد . سر اين كار محمد بن داود جراح و ابو المثنى ، احمد بن - يعقوب قاضى بودند . محمد بن داود با گروهى از سرداران توافق كرده بودند كه مقتدر را به غافلگيرى بكشند و با عبد الله بن معتز بيعت كنند . راى عباس بن حسن نيز همانند آنها بود . وقتى عباس ديد كه كار وى با وجود مقتدر استوار است راى وى دربارهء تصميمى كه گرفته بود تغيير يافت . در اين وقت ديگران بر او جستند و او را كشتند . كسى كه كشتن وى را عهده كرد ، بدر عجمى بود با حسين بن حمدان و وصيف پسر سوارتكين و اين به روز شنبه بود ، يازده روز مانده از ماه ربيع الاول . فرداى آن روز كه روز يكشنبه بود سرداران و دبيران و قاضيان بغداد مقتدر را خلع كردند و با عبد الله ابن معتز بيعت كردند و او را الراضى بالله لقب دادند ، كسى كه از سرداران براى وى بيعت گرفت و قسم دادن و خواندن نامهايشان را عهده كرد ، محمد بن سعيد ازرق ، دبير سپاه بود . در اين روز ميان حسين بن حمدان و غلامان خانهء خلافت نبردى سخت درگرفت ، از صبحگاه تا نيمروز . و هم در اين روز گروههايى كه محمد بن داود براى بيعت ابن معتز فراهم آورده